تبليغاتX
ماهواره2011

ماهواره2011
 
قالب وبلاگ

خدا زمین را مدور آفرید تا به انسان بگوید :

 

همان لحظه ای که تصور میکنی به آخر

 

 دنیا رسیده ای

 

   درست در نقطه آغاز هستی.

 

(پس هرگز نا امید نشو)


موضوعات مرتبط: شعر وجملات زیبا
[ چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 ] [ 9:42 ] [ بانو ] [ ]

معما

 

۱-پنج کلاغ روی درختی نشسته اند،۳ تاازآنهادر شرف
 
پروازهستند.حال چه تعدادکلاغ روی درخت باقی می ماند؟

۲-شیب یک طرف پشت بام شیروانی شکلی،شصت درجه است
 
وطرف دیگر 30 درجه است.خروسی روی این پشت بام تخم
 
گذاشته است.تخم به کدام سمت پرت می شود ؟

۳-این سوال حقوقی است.هواپیمایی ازایران به سمت

ترکیه درحرکت است و درمرزاین دوسقوط می کند،

بازمانده ها راکجا دفن می کنند؟

۴-من دوسکه به شمامی دهم که مجموعش 30 تومان می شود.

 اما یکی ازآنهانباید 25 تومانی باشد.چطور؟

 

چیستان

دخترپادشاهي از پدرخودميخواهد،كه اورا تنها به كسي
 
شوهردهد كه بتواند به پرسشهاي منظوم او پاسخ گويد،
 
بزرگان واميرزادگان،همه ازپاسخ گفتن درمي مانندو
 
سرخودرادراين راه برباد ميدهند.تاآنكه دلاك كچلي در
 
 پاسخگويي به پرسشهاي دخترپادشاه توفيق حاصل مي كند.
 
پرسشهاي آن دختر چنين بود:

۱-من اگرآهوي شده به كوههابگريزم،چه مي كني؟
 
2-من اگرمشتي دانه شده،برزمين ريختم،چه مي كني؟
 
 3-من اگر گُلي شده بر كوهها رُستم،چه مي كني؟
 
4-من اگرسيبي شده به درون صندوقي رفتم،چه مي كني؟
 
پاسخ آن دلاك كچل چه بود؟

(برای جواب ها به ادامه ی مطلب مراجعه کنید)


موضوعات مرتبط: مطالب علمی
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 10:42 ] [ بانو ] [ ]

اندیشه های گلاب خاتون

قدرت دعا

   سلام دوستان گلابتونی من!

                                                              اینبارموضوعی رابرای شماانتخاب کردم که دیرزمانی

فکرخودم رادرگیرکرده بودومراوامیداشت تادرموردش

دائماتحقیق کنم.همیشه سوال من ازاساتید و

اهالی معنا این بودکه چراما

 بایددعاکنیم؟چراخداونددرقرآن

فرموده:ادعونی استجب لکم

مگراوازدل ما خبرنداردوخواسته های مارانمیداندکه

امربه دعانموده؟...

(به ادامه ی مطلب مراجعه کنید) 

 


موضوعات مرتبط: اندیشه های گلاب خاتون
ادامه مطلب
[ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 22:1 ] [ بانو ] [ ]

پیغام گیر تلفن شعرای نامدار قدیمی

تاحالا فكركرديداگه زمان شاعراي قديمي تلفن وپيغام
 
 گيروجودداشت

،شاعراواسه پيغام گيرشون چه متني روميذاشتن:


پیغام گیرحافظ:
 
رفته ام بیرون من از کاشانه ی خود غم مخور!
تا مگر بینم رخ جانانه ی خود غم مخور!
بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام
زآن زمان کو باز گردم خانه ی خود غم مخور !

پیغام گیرسعدی:

از آوای دل انگیز تو مستم
نباشم خانه و شرمنده هستم
به پیغام تو خواهم گفت پاسخ
فلک را گر فرصتی دادی به دستم

پیغام گیرفردوسی:

نمی باشم امروز اندر سرای
که رسم ادب را بیارم به جای
به پیغامت ای دوست گویم جواب
چو فردا بر آید بلند آفتاب

پیغام گیرخیام:

این چرخ فلک عمر مرا داد به باد
ممنون توام که کرده ای از من یاد
رفتم سر کوچه منزل کوزه فروش
آیم چو به خانه پاسخت خواهم داد!

پیغام گیرمنوچهری:

از شرم به رنگ باده باشد رویم
در خانه نباشم که سلامی گویم
بگذاری اگر پیغام پاسخ دهمت
زان پیش که همچو برف گردد رویم
 
پیغام گیرمولانا:

 
بهر سماع از خانه ام رفتم برون رقصان شوم
شوری برانگیزم به پا خندان شوم شادان شوم
برگو به من پیغام خودهم نمره و هم نام خود
فردا تو را پاسخ دهم..جان تو را قربان شوم
 
پیغام گیرباباطاهر:

تلیفون کرده ای جانم فدایت!
الهی مو به قوربون صدایت!
چو از صحرا بیایم نازنینم
فرستم پاسخی از دل برایت
 
   

موضوعات مرتبط: طنز وکاریکاتور
[ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 11:5 ] [ بانو ] [ ]
 
اندیشه های گلاب خاتون
 

چگونگی برخوردبامشکلات

اگردرطول روزبه حرفهای مردم دقت کنیم می بینیم که

 بیشترآنهادر مورد مشکلاتشان صحبت می کنند

 واولین سوالی که از خودمی کننداین است که:

آیامامی توانیم ازشرمشکلات رهاشویم؟

مسلمانه!زیرامشکلات بخش جدایی ناپذیرزندگی ماهستند.

پس حال که نمی توانیم به طورکامل

ازشرمشکلات رهاشویم"آیامی توانیم برای رفع آن راهی

پیدا کنیم؟

آیادرپس مشکلات هدفی نهفته است که منجربه ساخته شدن

مامی شود؟

(به ادامه ی مطلب مراجعه کنید)


موضوعات مرتبط: اندیشه های گلاب خاتون
ادامه مطلب
[ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 19:57 ] [ بانو ] [ ]
 
 ارزش ما چه قدراست؟؟
 
یک سخنران مشهور"سمینارش رابادردست گرفتن بیست
 
دلاراسکناس شروع کرد..

اوپرسید:چه کسی این بیست دلار را می خواهد؟
 
دست ها بالا رفت.
 
اوگفت:من این بیست دلاررابه یکی ازشما می دهم.
 
اما..
 
(به ادامه ی مطلب مراجعه کنید)

موضوعات مرتبط: رازهای موفقیت
ادامه مطلب
[ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 19:17 ] [ بانو ] [ ]
 
 
حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود

خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود

ای كه ره بستی میان كوچه ها بر فاطمه

گردنت را می شكست آنجا اگر عباس بود
 
 
ایام فاطمیه برعاشقان ایشان
  
  تسلیت باد 


موضوعات مرتبط: مطالب مذهبی
[ دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 14:1 ] [ بانو ] [ ]

             مزاح جالب نبی(ص)و وصی(ع)

«نشسته بودنددورهم خرمامی خوردند.هسته خرماهایش رایواشکی
می گذاشت جلوی علی(ع)بعدازمدتی گفت:«پرخورکسی است که
هسته خرمای بیشتری جلویش باشد»همه نگاه کردندجلوی علی(ع)
ازهمه بیشتر بود.علی(ع)گفت:«ولی من فکرمیکنم پرخورکسی است
که خرماهایش راباهسته خورده.»همه نگاه کردندجلوی پیامبر(ص)
هسته خرمایی نبود.»
                                           
                          چگونه گناه نکنیم؟؟
 
مردی به محضر امام حسین علیه السلام مشرف شد و عرض کرد:
مردی گناهکارم و در برابر گناه صبر و طاقت ندارم، ‌مرا موعظه کن. 
حضرت به او فرمودند:
پنج چیز انجام بده،بعد از آن هر گناهی را خواستی مرتکب شو..
اول: رزق خدا را نخور، هر گناهی را انجام بده
دوم: از ولایت خدا خارج شو ، ‌سپس هر گناهی را خواستی بیاور.
سوم : جایی را بطلب که خداوند ترا نبیند، آنگاه گناه کن .
چهارم: وقتی ملک الموت برای گرفت جانت آمد او را دور کن
                         سپس گناه انجام بده .
پنجم: زمانی که مالک دوزخ تورا وارد دوزخ کرد تووارد آتش مشو،
                   
                و سپس هر معصیتی را انجام بده !!
                                             
                              

موضوعات مرتبط: داستان های آموزنده
[ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ] [ 19:4 ] [ بانو ] [ ]

فلسفه ی آهنگ طی رده ی زمانی..



                   


موضوعات مرتبط: طنز وکاریکاتور
[ دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391 ] [ 11:34 ] [ بانو ] [ ]

دیدگاهی متفاوت: اسب یا قورباغه؟

 
شما فکر میکنید که عکس سمت چپ یک قورباغه است ولی من فکر می کنم که این هم یک اسب است!
 
کمی صبر کنید...
 
نکته اخلاقی: همانطور که بصورت واضح در تصویر بالا مشاهده میکنید، باید به نظرات و عقاید یکدیگر احترام بگذاریم. فقط نیاز داریم کمی صبر کنیم و فعالانه به نقطه نظرات دیگران گوش دهیم!

موضوعات مرتبط: مطالب علمی
[ دوشنبه چهاردهم فروردین 1391 ] [ 10:41 ] [ بانو ] [ ]

     

      سری دوم مصاحبه با شیطان

روشن است که این نافرمانی(سجده نکردن تو بر آدم)نشانگر این بودکه هیچ گاه

خداوندراخالصانه عبادتنکرده بودی وسر انجام منجر به اخراج تواز درگاه

 حق شد..اماجزئیات دیگری از این قضیه رابرایمان تعریف کن؟؟

پس از آن که از فرمان خدا سرپیچی کردم.گفت:از درگاه من خارج شو.وبعد از آن مرا تا روز قیامت

مورد لعن خود قرار داد.

در این جا بود که احساس کردم همه چیز را از دست داده ام به همین دلیل از رحمت خدا نا امید شدم

اما خودم را نباختم وبه دنبال برنامه ای برای انتقام گرفتن از آدم وفرزندان او افتادم.به همین خاطر

(از خداوند خواستم تاروزقیامت به من مهلت دهد که زنده باشم)تادر عالم برزخ هم بتوانم برنامه ی

خودرا عملی سازم..

اما خداوند زنده بودنم را تا قیامت قبول نکرد(ولی تا وقت مشخصی موافقت کرد)که این وقت می تواند

قبل از اتمام دنیا باشد.ودر روزگاری باشد که عقل انسان ها به حدی برسد که جز خدا را عبادت نکنند.

وحنای من رنگی نداشته باشد..

(به ادامه ی مطلب مراجعه کنید)


موضوعات مرتبط: مطالب مذهبی
ادامه مطلب
[ پنجشنبه سوم فروردین 1391 ] [ 15:54 ] [ بانو ] [ ]

                                      

مردکور...

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد:(من کور هستم لطفا کمک کنید.)روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود،من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد:

 امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم  !!!!!

نکته: 

وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.
حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است ....لبخند بزنید..

                                                 


موضوعات مرتبط: رازهای موفقیت
[ شنبه بیستم اسفند 1390 ] [ 12:21 ] [ بانو ] [ ]

معجزه ی باران 

آن روز یکی از گرم ترین روزهای فصل خشکسالی بود و تقریباً یک ماه بود که رنگ باران را ندیده بودیم، پرندگان یکی یکی از پا درمی آمدند و محصولات کشاورزی همه از بین رفته بودند، گاوها دیگر شیر نمی دادند، نهرها و جویبارها همه خشک شده بودند و همین خشکسالی باعث ورشکستگی بسیاری از کشاورزان شده بود. هر روز شوهرم به همراه برادرانش به طرز طاقت فرسایی آب را به مزارع می رساندند، خوب البتّه این اواخر تانکر آبی خریداری کرده بودیم و هر روز در محل توزیع آب، آن را از جیره مان پر می کردیم. اگر به زودی باران نمی بارید، ممکن بود همه چیزمان را از دست بدهیم و در همان روز بود که درس بزرگی از همیاری گرفتم و با چشمان خود شاهد معجزه ای بودم.

وقتی در آشپزخانه مشغول تهیّه ی ناهار برای شوهر و برادر شوهرهایم بودم"بیلی" پسر 6 ساله ام را در حالی که به سمت جنگل می رفت دیدم. او به آسوده خیالی یک کودک خردسال نبود. طوری قدم برمی داشت مثل این که هدف مهمی دارد. من فقط پشت او را می دیدم امّا کاملاً مشخص بود که با دقّت بسیار راه می رود و سعی می کند تا جای ممکن تکان نخورد...

(به ادامه ی مطلب مراجعه کنید) 


موضوعات مرتبط: داستان های آموزنده
ادامه مطلب
[ جمعه دوازدهم اسفند 1390 ] [ 22:28 ] [ بانو ] [ ]

سری اول مصاحبه با شیطان..

۱)به عنوان اولین سوال میخواهم که خودت را معرفی کنی؟

من ازطایفه ی جن هاهستم.وخیلی جلوتراز انسان خلق شدم.نام اول من (حارث)

 بود.اما پس ازآنکه سروکارم باآدمیزاد افتادمرا(ابلیس)نامیدندومشهورم به شیطان

امافراموش نشودکه من رئیس شیاطین هستم.

(اصولابه هر موجودسرکش و موذی وطغیانگرشیطان می گویندبه همین دلیل به

میکروب ها درگذشته شیطان می گفتند)

2)چرا تغیر نام دادی؟چرا ابلیس نام گرفتی؟...

(به ادامه ی مطلب مراجعه کنید)


موضوعات مرتبط: مطالب مذهبی
ادامه مطلب
[ جمعه پنجم اسفند 1390 ] [ 18:25 ] [ بانو ] [ ]


پ...ن...پ...(تصویری)


23895 
به ادامه ی مطلب مراجعه کنید

 


ادامه مطلب
[ دوشنبه یکم اسفند 1390 ] [ 14:18 ] [ بانو ] [ ]

نامه ی پدر بزرگ..

پسرک پدربزرگش را تماشا کرد که نامه ای می نوشت .

بالاخره پرسید :

- ماجرای کارهای خودمان را می نویسید ؟ درباره ی من می نویسید ؟

پدربزرگش از نوشتن دست کشید و لبخند زنان به نوه اش گفت :

- درسته درباره ی تو می نویسم اما مهم تر از نوشته هایم مدادی است که با آن می

نویسم .

می خواهم وقتی بزرگ شدی مانند این مداد شوی ...

به ادامه ی مطلب مراجعه کنید             


موضوعات مرتبط: داستان های آموزنده
ادامه مطلب
[ یکشنبه سی ام بهمن 1390 ] [ 9:3 ] [ بانو ] [ ]

كوك كن ساعتِ خویشسایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان

 
اعتباری به خروسِ سحری ، نیست دگر

دیر خوابیده و برخاسـتنـش دشـوار است

كوك كن ساعتِ خویش !

كه مـؤذّن ، شبِ پیـش

دسته گل داده به آب

 . . و در آغوش سحر رفته به خواب

كوك كن ساعتِ خویش !

شاطری نیست در این شهرِ بزرگ

كه سحر برخیزد

شاطران با مددِ آهن و جوشِ شیرین

دیر برمی خیزند

كوك كن ساعتِ خویش !

كه سحر گاه كسی

بقچه در زیر بغل ، راهیِ حمّامی نیست

كه تو از لِخ لِخِ دمپایی و تك سرفه ی او برخیزی

كوك كن ساعتِ خویش !

رفتگر مُرده و این كوچه دگر

خالی از خِش خِشِ جارویِ شبِ رفتگر است

كوك كن ساعتِ خویش !

ماكیان ها همه مستِ خوابند

شهر هم . . .

خوابِ اینترنتیِ عصرِ اتم می بیند

كوك كن ساعتِ خویش !

كه در این شهر ، دگر مستی نیست

كه تو وقتِ سحر ، آنگاه كه از میكده برمی گردد

از صدای سخن و زمزمه ی زیرِ لبش برخیزی

كوك كن ساعتِ خویش..     
 


موضوعات مرتبط: شعر وجملات زیبا
[ پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390 ] [ 12:24 ] [ بانو ] [ ]

این نگاتیو را با مغزتان ظاهر کنید..

روی نقاط رنگی روی بینی در عکس تمرکز کنید، تا۳۰ بشمارید.حالا به دیوار یا سقف سفید رنگ یا هر جایی که سفید یکدست باشد نگاه کنید و شروع به پلک زدن کنید.
 

موضوعات مرتبط: مطالب علمی
[ سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390 ] [ 8:50 ] [ بانو ] [ ]

نیایش کوروش بزرگ

روزی بزرگان ایرانی ومریدان زرتشتی از کوروش بزرگ خواستند که برای ایران زمین دعای خیر

کندوایشان بعد از ایستادن در کنار اتش مقدس اینگونه دعا کردند:

(خداوندا اهورا مزدا ای بزرگ آفریننده آفریننده این سرزمین

بزرگ،سرزمینم ومردمم راازدروغ و دروغگویی به دور بدار)

بعد از اتمام دعا عده ای در فکرفرو رفتند واز شاه ایران پرسیدند که چرا این گونه

دعانمودید؟فرمودند:

چه باید می گفتم؟ یکی جواب داد :برای خشکسالی دعا مینمودید؟

کوروش بزرگ فرمودند: برای جلو گیری از خوشکسالی انبارهای اذوقه وغلات می سازیم

دیگری اینگونه سوال نمود: برای جلوگیری از هجوم بیگانگان دعا می کردید ؟

ایشان جواب دادند: قوای نظامی را قوی میسازیم واز مرزها دفاع می کنیم

گفتند:برای جلوگیری از سیلهای خروشان دعا می کردید ؟

پاسخ دادند: نیرو بسیج میکنیم وسدهایی برای جلوگیری از هجوم سیل می سازیم

و همینگونه سوال کردندوبه همین ترتیب جواب شنیدند…

تا این که یکی پرسید: شاها منظور شما از این گونه دعا چه بود؟!

و کوروش تبسمی نمودند واین گونه جواب دادند :

(من برای هر سوال شما جوابی قانع کننده آوردم ولی اگر روزی یکی از شما نزد من آید و

دروغی گوید که

به ضرر سرزمینم باشد من چگونه از آن باخبر گردم واقدام نمایم؟ پس بیاییم از کسانی شویم 

که به راست گویی روی آورند ودروغ را از سرزمینمان دور سازیم…که هر عمل زشتی صورت

گیرد باعث اولین آن  دروغ است)


موضوعات مرتبط: داستان های آموزنده
[ پنجشنبه بیستم بهمن 1390 ] [ 10:1 ] [ بانو ] [ ]
 
قرآن (خواندنی) از دکتر شریعتی

 
قرآن کتابی است که نام بیش از 70 سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است
 
و بیش از 30 سوره اش از پدیده های مادی و تنها 2 سوره اش از عبادات! آن
 
هم حج و نماز !
 
کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل قیاس نیست...

این کتاب ازآن روزی که به حیله دشمن وبه جهل دوست لایش رابستند،لایه اش

 
 مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد، جلدش رواج یافت و از آن هنگام که

این کتاب را ــ که خواندنی نام دارد ــ دیگر نخواندند و برای تقدیس و

تبرک و اسباب کشی بکار رفت، از وقتی که ...
 
(به ادامه ی مطلب مراجعه کنید)

موضوعات مرتبط: مطالب مذهبی
ادامه مطلب
[ چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390 ] [ 20:34 ] [ بانو ] [ ]

 %عکس پسر بداخلاق و میخ های روی دیوار

پسر بچه ای بود که اخلاق خوبی نداشت.پدرش جعبه ای میخ به اوداد و

گفت هر بار عصبانی میشود باید یک میخ به دیوار بکوبد.روز اول پسر بچه 37

میخ به دیوار کوبید.طی چند هفته ی بعد همانطور که یاد میگرفت چگونه

عصبانیتش را کنترل کند تعداد میخهای کوبیده شده به دیوار کمتر میشد.او

فهمید که مهار کردن عصبانیتش آسانتر از کوبیدن میخها به دیواراست. او این

نکته را به پدرش گفت و پدر پیشنهاد کرد که از این به بعد هر روز که میتواند

عصبانیتش را کنترل کند یکی از میخ ها را از دیوار بیرون آورد.روزها گذشت و

پسر بچه سر انجام توانست به پدرش بگویدکه تمام میخها را از دیوار بیرون

آورده است. پدر دست پسر بچه را گرفت و به کنار دیوار برد و گفت:"پسرم

تو کار خوبی کردی. اما به سوراخ های دیوار نگاه کن.دیوار دیگر هرگز مثل

گذشته اش نمیشود.وقتی تو در هنگام عصبانیت حرفهای بدی میزنی آن

حرفها هم چنین آثاری به جای مگذارد.تو هم میتوانی چاقویی در دل انسان

فرو کنی و آن را بیرون آوری اما هزاران بار عذر خواهی هم فایده ندارد آن

زخم سرجایش است.

(زخم زبان هم به اندازه ی چاقو دردناک و برّنده است.)

 


موضوعات مرتبط: داستان های آموزنده
[ چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390 ] [ 9:51 ] [ بانو ] [ ]
مصطفی امیرخانی ، تکیه ناوه ، طالقان ، طنز پ ن پ

پـَـَــــ نــَــــ پـَـَـــــ

 

پشه نشسته رو پام داره خونمو می خوره , دستم رو بردم بالا بزنمش یهو

 داداشم میگه اااا می خوای بکشیش؟! پَـــ نَ پـَـَـ خونش رو خورده می خوام

بزنم پشتش آروغ بزنه ببرم بخوابونمش !!

 

اسپری سوسک کش زدم به سوسکه، سوسکه افتاده به پشت دست و پا

 میزنه...هم خونه ایم اومده میگه داره جون میده..؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ قیافه تورو

دیده از خنده ریسه رفته

 (به ادامه ی مطلب مراجعه کنید).


موضوعات مرتبط: طنز وکاریکاتور
ادامه مطلب
[ سه شنبه هجدهم بهمن 1390 ] [ 10:29 ] [ بانو ] [ ]
نکات آموزنده..
اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است  
 
محبتشان نسبت به یکدیگر نامحدود می شود..
 
 
دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد پس به  
 
جای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم. 
 
‏(چارلی چاپلین) 
.
.
.
در روزگاری که خنده ی مردم از زمین خوردن توست،
 
پس برخیز تا چنین مردمی بگریند ...
.
.
.
درصد کمی از انسانها نود سال زندگی می کنند
 
مابقی یک سال را نود بار تکرار می کنند
.
.
.
همیشه در زندگیت جوری زندگی کن که
 
"ای کاش"
 
تکیه کلام پیریت نشود
(به ادامه ی مطلب مراجعه کنید)

 



موضوعات مرتبط: شعر وجملات زیبا
ادامه مطلب
[ یکشنبه شانزدهم بهمن 1390 ] [ 11:52 ] [ بانو ] [ ]

لطفا گذر نامه را تکمیل کنید 

 

نام: انسان      نام خانوادگی: آدمی زاد     نام پدر: آدم     نام مادر: حوا

لقب: اشرف مخلوقات        نژاد: خاکی             صادره از: دنیا

ساکن: کهکشان راه شیری ، منظومه شمسی ،کره زمین     

مقصد: عالم برزخ

ساعت حرکت یا پرواز: هر لحظه وهر آن که خدا صلاح بداند

مکان: بهشت،در صورت سقوط جهنم      

 امضاء یا اثر انگشت:اهل بیت

 وسایل مورد نیاز

 دو متر پارچه سفید (کفن)                   نماز اول وقت

اعمال صالح و تقوی و ایمان         دعای والدین و مؤمنین

 انجام واجبات و ترک محرمات              پیروی از اﺋمه اطهار  

امر به معروف و نهی از منکر               احسان به خلق الله    

 توجه

 خواهشمند است جهت رفاه خود خمس و زکات را قبل از پرواز بحساب خدا بپردازید

 لطفا از آوردن ثروت " مقام " منزل " ماشین و ... حتی به داخل فرودگاه خودداری

نمایید

 حتما قبل از پرواز به بستگان خود تاکید کنید تا از آوردن دسته گلهای بزرگ ،

سنگ قبر گران قیمت و تجملاتی و نیز برگزاری مراسمات پرخرج و .. خودداری نمایند                                                         

 جهت یادگاری اموال خود را قبلا به فرزندان و فقراء و نیازمندان تقسیم نمایید.

 از آوردن بار اضافی از قبیل: حق الناس، غییبت ، تهمت ، دروغ و

 هر نوع گناه دیگری خودداری کنید.

 برای کسب اطلاعات بیشتر به قرآن و احادیث معصومین مراجعه

 فرمایید

تماس و مشاوره شبانه روزی:رایگان و بدون وقت قبلی می باشد

در صورتی که قبل از پرواز با مشکلاتی برخورد کردید با شماره

 تلفن های

 زیر تماس حاصل فرمایید

{ بقره / 186–نساء / 4۵ – توبه / 129– اعراف / 55 – طلاق / 2و 3 }

 امیدواریم سفر آسوده ای در پیش داشته باشید

باتشکر=عزرائیل


موضوعات مرتبط: مطالب مذهبی
[ سه شنبه یازدهم بهمن 1390 ] [ 10:12 ] [ بانو ] [ ]

10 درصد از زندگي، آن چيزي است که براي ما اتفاق مي‌‌افتد

و 90 درصد از زندگي را خود ما با واکنش‌هايمان به امور تعيين مي‌کنيم.

يعني ما واقعا بر 10 درصد از اتفاقاتي که برايمان مي‌افتد هيچ

کنترلي نداريم. ما نمي‌توانيم ماشين در حال سقوطي را از سقوط

کردن بازداريم. هواپيما ممکن است دير برسد و تمام زمان‌بندي‌هاي

ما را بهم بريزد. يک راننده ديگر ممکن است ما را در ترافيک

اسير کند. ما بر اين 10 درصد هيچ کنترلي نداريم. اما، 90 درصد

ديگر، فرق دارند. 90 درصد بقيه را « شما » تعيين مي‌کنيد.

آن هم با عکس‌العمل‌هايتان.

به عنوان مثال؛ شما با خانواده‌تان در حال صرف صبحانه هستيد.

دست دخترتان به فنجان قهوه مي‌‌خورد و فنجان روي لباس کار شما

مي‌ريزد...

(به ادامه ی مطلب مراجعه کنید)


موضوعات مرتبط: رازهای موفقیت
ادامه مطلب
[ یکشنبه نهم بهمن 1390 ] [ 13:31 ] [ بانو ] [ ]

 دیروز فردى که مانع پیشرفت شما بود فوت کرد

یکروز وقتى کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود:
 
 دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت 10 در سالن اجتماعات برگزار مى‌شود دعوت مى‌کنیم.

در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارانشان ناراحت مى‌شدند امّا پس از مدتى، کنجکاو مى‌شدند که بدانند کسى که مانع پیشرفت آن‌ها در اداره مى‌شده که بوده است.

این کنجکاوى، تقریباً تمام کارمندان را ساعت10 به سالن اجتماعات کشاند. رفته رفته که جمعیت زیاد مى‌شد هیجان هم بالا مى‌رفت. همه پیش خود فکر مى‌کردند: این فرد چه کسى بود که مانع پیشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد!
 
کارمندان در صفى قرار گرفتند و یکى یکى نزدیک تابوت مى‌رفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مى‌کردند ناگهان خشکشان مى‌زد و زبانشان بند مى‌آمد...

(به ادامه ی مطلب مراجعه کنید)



موضوعات مرتبط: رازهای موفقیت
ادامه مطلب
[ پنجشنبه ششم بهمن 1390 ] [ 15:32 ] [ بانو ] [ ]
 

  آدم های موفق خودشان را با افرادی که با آنها هم فکر هستند، متحد

می‌کنند. آنها اهمیت و ارزش قسمتی از یک گروه بودن را می‌دانند و

 می توان گفت آدم های موفق ۳۰ فرق کلی با دیگران دارند که

 دانستن آنها بد نیست :

 

۱)فرصت‌هایی را می‌بینند و پیدا می‌کنند که دیگران آنها را نمی‌بینند.

 

۲)از مشکلات درس می‌گیرند، در حالی که دیگران فقط

مشکلات را می‌بینند.

 

۳)روی راه‌حل‌ها تمرکز می‌کنند.

 

۴)هوشیارانه و روشمندانه موفقیت‌شان را می‌سازند، در زمانی که

دیگران آرزو می‌کنندموفقیت به سراغشان آید..

 

(به ادامه ی مطلب مراجعه کنید)

 


موضوعات مرتبط: رازهای موفقیت
ادامه مطلب
[ چهارشنبه پنجم بهمن 1390 ] [ 10:13 ] [ بانو ] [ ]

 

 راهنمای موش ها در شکم مار

اورژانس

 

(به ادامه ی مطلب مراجعه کنید) 


موضوعات مرتبط: طنز وکاریکاتور
ادامه مطلب
[ دوشنبه سوم بهمن 1390 ] [ 11:25 ] [ بانو ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به نام خالق هستی
آنچه هستی هدیه خداوند به توست وآنچه می شوی هدیه ی توبه خداوند است(پس سعی کن بهترین باشی)

سلام دوستان اینجانب تصمیم گرفتم علاوه بر سرگرمی,اطلاعات عمومیه جوونامونوبالاببرم پس این وبوراه انداختم تابقیه بتونن بهره مندبشوند.
ازاینکه تونستیدبه این وب راه پیداکنیدخوشحال باشیدوبدانیدبه سعادت نزدیک شده ایییییید...

راستی اگه یادتون باشه منو دوستم باهم بودیم ولی اون یک وب مستقل راه انداخته ومشغول مطالب وب خودشه,اگه دوست داشتیداز وب اونم دیدن کنید,اینم آدرسشه:www.kaktoosesabz.blogfa.com

............................................

- هرگاه در اوج قدرت بودی به حباب فکر کن

-خطا کردن یک کار انسانی است امّا تکرار آن یک کار حیوانیست

- هرگز از کسي که هميشه با من موافق بود چيزي ياد نگرفتم

- هیچ زمستانی ماندنی نیست...حتی اگر تمام شبهایش یلدا باشد

- دروغ مثل برف است که هر چه آنرا بغلتانند بزرگتر می شود

- نگاه ما به زندگي و کردار ما تعيين کننده ي حوادثي است که بر ما مي گذرد

- کاش در کتاب قطور زندگي سطري باشيم ماندني ... نه حاشيه اي از ياد رفتني

- هر که منظور خود از غیر خدا می طلبد ، او گدایی است که حاجت ز گدا می طلبد

- در برابرکسی که معنای پرواز را نمیفهمد هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد


لینک دوستان
امکانات وب

جاوا اسكریپت




مثل پرنده ای باش که بالای شاخه ای سست آواز می خواند.. شاخه می لرزد ولی پرنده می خواند چون ایمان دارد..پرواز..را میداند
مایوس نباش " زیرا ممکن است آخرین کلیدی که " " در جیب داری قفل را " " بگشاید."
اگرنيكو و آبرومند زندگي كنی، به وقت سالخوردگي، هنگامي كه گذشته ات را مرور میکنی از زندگي ات ديگر بار لذت خواهي برد.
مراقب افکارت باش که گفتارت مي شود مراقب گفتارت باش که رفتارت مي شود مراقب رفتارت باش که عادت مي شود مراقب عادتت باش که شخصيت مي شود مراقب شخصيتت باش که سرنوشت مي شود.. حضرت علی(ع)
من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟ برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم انتظارات همیشه صدمه زننده هستند زندگی کوتاه است پس به زندگی ات عشق بورز خوشحال باش و لبخند بزن فقط برای خودت زندگی کن و قبل از اینکه صحبت کنی ؛ گوش کن قبل از اینکه بنویسی ؛ فکر کن قبل از اینکه خرج کنی ؛ درآمد داشته باش قبل از اینکه دعا کنی ؛ ببخش قبل از اینکه صدمه بزنی ؛ احساس کن قبل از تنفر ؛ عشق بورز زندگی این است احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر (ویلیام شکسپیر)
فقر چيست؟ فقر ، چيزي را " نداشتن " است، ولي،آن چيز پول نيست ..... طلاو غذا نیست ... فقر، گرسنگي نيست ..... فقر، عرياني هم نيست... فقر، همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفتۀ يك كتابفروشي مي نشيند ...... فقر، تيغه هاي برندۀ ماشين بازيافت است،كه روزنامه هاي برگشتي را خرد مي‌كند... فقر ، كتیبۀ سه هزار ساله‌ای است كه روی آن یادگاری نوشته‌اند... فقر، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته مي‌شود ..... فقر ، همه جا سر می‌كشد ... فقر، شب را " بي غذا " سر كردن نيست فقر، روز را " بي انديشه" به سر بردن است..... .

كد ماوس

جاوا اسكریپت


شی در کلیسای وست مینستر نوشته شده است: "کودک که بودم می خواستم دنیا را تغییر دهم. بزرگتر که شدم متوجه شدم دنیا خیلی بزرگ است من باید انگلستان را تغییر دهم. بعدها انگلستان را هم بزرگ دیدم و تصمیم گرفتم شهرم را تغییر دهم. در سالخوردگی تصمیم گرفتم خانواده ام را متحول کنم. اینک که در آستانه مرگ هستم می فهمم که اگر روز اول خودم را تغییر داده بودم، شاید می توانستم دنیا را هم تغییر دهم!"
بک لینک طراحی سایت


ساعت فلش